X
تبلیغات
گروه 7

گروه 7

اس ام اس

مکن باکس عیان رازدل خویش ، که غیرازخویشتن محرم نداری -       خانم سهیل گروه هفت

غنچه ازخواب پرید ، وگلی تازه به دنیا آمد ، خارخندید و به گل گفت سلام ، وجوابی نشنید

خاررنجید ولی هیچ نگفت ، ساعتی چند گذشت ، گل چه زیبا شده بود ، دست بی رحمی آمد نزدیک گل سراسیمه زوحشت افسرد ، ناگهان خار به آن دست خلید وگل ازمرگ رهید - آقای حلیم ، گروه هفت

همیشه رفیق پا برهنه ها باش چرا که کفشی ندارن که ریگی درآن باشد -        خانم طبیبی - گروه هفت

پسری درپیش ماشین پدرش ایستاده بود وبایک تکه آهن بر روی ماشین چیزی می نوشت ناگهان پدرش متوجه شد وبسوی او دوید وبا فریادتهدیدش کرد وباسیلی به صورتش زد پسربیهوش شد وبعدازبردن به شفاخانه پسر مرد چند روز پس ازآن یک روز وقتی پدرازکنارماشین میگذشت دید که روی ماشین نوشته دوستت دارم پدر .     ادیب معصومی گروه هفت

برایت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد به شوق آرزوباشد نه تکرارغم دیروز.. گروه هفت : خانم طبیبی

دلت شاد ولبت خندان بماند ، برایت عمر جاویدان بماند ، خدارا میدهم سوگند بر عشق ، هرآن خواهی برایت آن بماند بپایت ثروتی افزون بریزد ، که چشم دشمنت حیران بماند ، تنت سالم سرایت سبز باشد ، برایت زنده گی آسان بماند -- گروه هفت آقای حلیم


میری خود کار میخری پنچ افغانی ، ولی لاک غلط گیر پانزده افغانی ، درزنده گی حتی روی کاغذ هم اشتباه کنی برایت گران تمام میشود پس سعی کن املای زنده گیت را بدون کدام اشتباه بنویسی-- گروه هفت آقای نیکجو


قلبم را شکستی ولی من بیشتر ازقبل دوستت دارم میدانی چدا؟؟ چون حالا هرتیکه ازقلبم ترا وجداگونه دوست دارد -- گروه هفت آقای نیکبخت


ازطلا گشتن پشیمان گشته ایم زحمت فرموده مارا مس کن -- گروه هفت ادیب معصومی


مردی باعصبانیت به خانه میآید میگه زن چی پختی زن هم باعصبانیت میگه : درد ، لوکک ، مردمیگه نوش تو بخورمه امشب مهمان هستم -- گروه هفت آقای مجددی-

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 17:6  توسط گروه 7  |